سلام
امروز بعد از مدتها ناراحت شدم . چراغ خواب نارنجی رنگی که از زمان کودکی شبها با اون می خوابیدم سوخت ، ولی فقط دلم گرفت . از این ناراحت شدم که اون (چراغ خواب ) هم مثل بقیه دارایی های کودکی من از بین رفت . من چراغ خواب نارنجی داشتم ، پدر بزرگ داشتم ، غرور داشتم ، آرامش داشتم ، به آسونی به چیزهای کوچک می خندیدم و به سختی برای چیزهای بزرگ گریه می کردم ، بد اخلاق هم نبودم ، شبها زود و راحت می خوابیدم .
اونا رفتن ، اینا چی میشن ؟!
عجب منطق بدی داره بزرگ شدن .